۳۸

۲۴ مهر ۱۳۹۰

صدای گامهای سکوت را می شنوم
خلوتها از با همی سگها به دروغ و درندگی بهترند
سکوت گریه کرد دیشب

سکوت به خانه ام آمد
سکوت سرزنشم داد
و سکوت ساکت ماند سرانجام
چشمانم را اشک پر کرده است

شعر:م امید

نویسنده: بدون نظر

۳۴

۲۶ مرداد ۱۳۹۰



و میبیند صدایی نیست
نور آشنایی نیست
حتی از نگاه مرده ای هم ردپایی نیست.

 

م.امید

نویسنده: یک نظر

۳۱

۴ مرداد ۱۳۹۰
انگار

انگار روح آبی آب است

انگار هم بیدار هم خواب است

انگار غم در کسوت شادیست

انگار تصویر خدا در بهترین قاب است

شعر:م.امید
نویسنده: بدون نظر

۳۰

۲۸ تیر ۱۳۹۰

 

 

شهاب

گر هر ستاره ماه شود

باز شب

شب است

شعر از م.امید
نویسنده: بدون نظر

۲۹

۲۳ تیر ۱۳۹۰

راه

پا به پای تو

تا تجرد،تا رها رفتم

 

نویسنده: ۲ نظر